تاریخ: 1388/11/30 04:18 - کد مطلب: 9257

روایت یک روزنامه نگار از اوین

ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار که همسرش بهمن احمدی عمویی در زندان اوین به سر می برد و خود نیز در پی انتخابات ریاست جمهوری نزدیک سه ماه را در همین زندان گذرانده است در وبلاگ خود در توصیف شرایط زندان اوین و آزادی های اخیر نوشته است:

شنیده ام به زودی تعدادی از زندانی ها آزاد می شوند. من از آزادی زندانی ها خیلی خوشحالم .هم به خاطر خودشان و هم به خاطر آنها که در زندان می مانند.

ما که امیدی به آزادی بهمن نداریم. امیدواریم با آزادی تعدادی از زندانی ها لااقل فضای نفس کشیدن برای زندانی ها در زندان بوجود بیاید.

بهمن می گوید هم اکنون در یک سلول که کوچکتر از بیست متر است، او و چهل نفر دیگر زندانی هستند. می گوید که همه روزمان در صف می گذرد: صف دستشویی، صف حمام، صف تلفن، صف خرید.

وضع آنقدر بحرانی شده است که می گوید خوش به حال مسعود (باستانی) و احمد (زیدآبادی) که به زندان رجایی شهر منتقل شده اند. لااقل می توانند پای شان را دراز کنند!

پرسیدم: کتاب می خوانی؟

گفت: کتاب؟ مگر می شود که در چنین فضایی کتاب هم خواند.

بنابراین امیدوارم روند آزادی ها ادامه پیدا کند. شاید یک رفاه حداقلی نصیب زندانی ها شود.

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • ادرس های صفحه وب و نشانی های پست الکترونیک به طور خودکار به لینک تبدیل می شوند.
  • خطوط و پاراگراف ها به طور خودکار تجزیه می شوند.
CAPTCHA
جهت جلوگیری از هرزنگاری، لطفاً به پرسش زیر پاسخ دهید.
Image CAPTCHA
حروف و اعداد را (با توجه به کوچک و بزرگ بودن حروف) از تصویر خوانده و وارد کنید.